سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دانش را بجویید که آن رشته میان شما و خداوند است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :36
بازدید دیروز :367
کل بازدید :2141990
تعداد کل یاداشته ها : 1987
04/1/18
1:16 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[174]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
فصل انتظار اهالی بصیرت هزار دستان سرباز ولایت رایحه ی انتظار اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. نگارستان خیال جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نگاهی نو به مشاوره پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church دنیای ماشین ها بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم سلام

انسان به جهت برخی از خصوصیات و ویژگی‌های غریزی و یا فطری اش موجودی مقلد است. یعنی برخی را سرمشق و نمونه قرار می‌دهد و به جهات موفقیت‌های آن سرمشق می‌کوشد چون او باشد هر چند این کوشش و تلاش با تکلف و سختی همراه باشد از آن دست نمی‌کشد. این مساله هم می‌تواند یک امر مثبت و ارزشی باشد و هم منفی و ضد ارزش و یک ناهنجاری. به این معنا که چاقوی دو لبه‌ا‌ی است. در این جا نمی‌خواهم این جهت از مساله را بگشایم بلکه هدفم از بیان این مطلب آن است که بگویم انسان این خصوصیت را دارا می‌باشد. در حقیقت در مقام بیان هست‌ها هستم و نه در مقام داوری و سنجش و ارزش‌گذاری. 

جمهوری اسلامی ‌می‌کوشد که رفتار و منش و کنش و نگرش خود را با دولت نبوی و علوی هماهنگ نماید و آن را سر مشق و نمونه عینی قابل تحقق بر می‌شمارد. من در این جا باز هم به داوری و ارزش‌گذاری نمی‌نشینم بلکه آن را به عهده شما می‌گذارم و تنها به بیان چند نمونه از منش و کنش و واکنش رهبران نمونه‌ای می‌پردازم که می‌کوشیم چون ایشان باشیم. هیچ توجیهی را نمی‌پذیرم به ویژه توجیه مصلحت و مقتضیات زمان و مکان؛ چون اصل اولی در این جا همان عمومیت و کلیت و اسویت است مگر آن که دلیلی استوار حکم به خروج آن کند و بگوید که آن عمل از اختصاصات پیامبر (ص) بوده است. 

روزی پیامبر(ص) در اوج قدرت و اقتدار و حاکمیت دولت شهر مدینه که اکنون به شهرها و آبادی‌های دیگر گسترش یافته بود، بر بالای منبر رفت و از مردم خواست تا اگر طلبی دارند و ظلم و ستمی ‌از سوی ناحیه ایشان سر زده است بیایند و حق خود را استیفا کنند و بستانند. پیامبر(ص) آن روزها در بستر بیماری بود و این بیماری از چهره و رخسارش نمودار. به سختی خود را به مسجد رسانده بود و اکنون در انتظار پاسخ خود را در آن بالا نگه می‌داشت. کسی سخنی نگفت. ناگهان مردی از میان جمعیت برخاست و گفت: یا رسول الله ! از شما بر من ستمی ‌رفته است. مردم به ویژه یاران آن حضرت به شدت خشمگین شدند و می‌خواستند متعرض وی شوند. پیامبر ایشان  را آرام کرد و گفت: چه ستمی‌ بر تو رفته است؟ مرد گفت: روزی که می‌خواستید سوار شتر شوید چوبدستی شما به پهلوی من خورد و من اذیت شدم و اکنون می‌خواهم قصاص کنم. آن حضرت چوبدستی اش را خواست تا با همان وی را قصاص کند. همه حیران و شگفت زده نشسته بودند. آخر پیامبر بیمار است و این گونه رفتار وی را بیشتر می‌آزارد و دردش را می‌افزاید. مرد نزدیک پیامبر (ص) رفت. چوبدستی را از دست پیامبر گرفت. پیامبر فرمود: قصاص کن! مرد گفت: این گونه نمی‌شود قصاص کرد. چون شما  جامه بر تن دارید در حالی که آن روز که چوبدستی شما به من خورد من برهنه بودم. پیامبر جامه اش را بالا زد. مرد به سرعت لبانش را بر پهلوی پیامبر (ص) نهاد و آن جا را بوسید.  

پیامبر نمونه ما چنین انسانی است که در اوج قدرت و بیماری از امت می‌خواهد که حق خود را حتی از شخص وی بازستانند.  

این نمونه ای از سلوک ایشان در حوزه عمل سیاسی بود. با آن که حکومت و ثروت در اختیارش بود از آن چه بردگان می‌خوردند می‌خورد و چون بردگان در مجالس می‌نشست.(بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 16 ص 261) در جای پایین می‌نشست و در همان جا می‌خوابید. (همان 263) هیچ گاه بستری که برای او در نظر می‌گرفتند بنشیند و یا بخوابد عیب نمی‌گرفت. اگر چیزی پهن می‌کردند روی آن می‌خوابید و گرنه بر روی زمین می‌خوابید. هیچ گاه در حالی که تکیه داده باشد غذا نمی‌خورد. (محجه البیضاء فیض کاشانی ج 4 ص 215 ) جامه اش را خود می‌دوخت و کفشش را خود وصله و پینه می‌زد و در کارهای خانه کمک می‌کرد. (همان ص 230)